توسعه فردی

روش برخورد با افراد دشوار (تانگ فو)

تاریخ انتشار: 1 سال پیش
زمان مطالعه: 7 دقیقه
1 نفر دوست داشته!
0 نفر نظر دادن
روش برخورد با افراد دشوار (تانگ فو)

اداره موقعیتهای دشوار، بخشی از زندگی روزانه‌ی ماستهمه‌ی ما هرروز با افراد دشوار سر و کار داریم و این افراد را می شناسیمشاید هیچ چیز به اندازه برخورد با این افراد، خسته‌کننده و ملال‌آور نباشداین رفتارها در محل کار به راحتی می‌توانند یک محیط شاد را نابود کنند، کارایی را کاهش دهند و روحیهی افراد را پایین آورندهر یک از ما نیز به نوعی در درون خود شخصیت دشواری را پنهان کرده‌ایمگاهی اوقات کافی است در آیینه نگاه کنیم تا آن را بهتر ببینیمبرخی از ما می‌توانیم این شخصیت را به خوبی مخفی کنیم اما گاهی در موقعیتهای رقابتی و شرایط حادمثل رانندگی در ترافیک، انجام یک بازی رقابتی و …آن را نشان می‌دهیمافراد دشوارافراد بدقلق یا افراد مسئله‌سازدر هر شکل و لباسی ظاهر می‌شوند، ولی خصوصیات مشترک همه آن‌ها این است که رفتار و برخورد آن‌ها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل می‌کند و همگی تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که حضور این افراد دشوار و سخت را در زندگی خود بپذیریم.

تعریف افراد سخت

شخصیت دشوار توسط بسیاری از محققان و متخصصان تعریف شده است اما تعریف کلی این است که شخص دشوار دارای صفات یا خصوصیاتی است که این خصوصیات در هر صورت امکان برقراری ارتباط مؤثر با او را دشوار می‌کنندیک فرد دشوار در درک شرایط عاطفی دیگران مشکل دارد و در مواقعی عمل و یا سخنش غیرمنطقی استاو بازیگر خوبی‌است و این روش او برای پنهان کردن هدف و برنامه‌هایش پشت اقدامات و رفتارهایش است.

افراد دشوار

شناسایی افراد دشوار

افراد دشوار می‌توانند اشکال مختلفی داشته باشند. "دشواریمی‌تواند خود را به چند طریق متفاوت آشکار کند، اغلب اوقات، افرادی که شایعه‌پراکنی می‌کنند، منفی‌نگر هستند، کسانی که به ندرت همکاری می کنند و یا به نظرات دیگران اهمیت نمی‌دهند در این دسته جای می‌گیرندآن‌ها ممکن است در هر فرصتی مشکلاتی ایجاد کنند و یا می‌توانند به سادگی برای انجام هر کاری مقاومت کنند تا نهایت تلاش خود را برای انجام و پیشبرد هدف خود انجام داده باشنددر اینجا چند نمونه از افراد دشوار را نام می‌بریم و با نحوه‌ی دشواری و خصوصیات آن‌ها آشنا می‌شویم.

  • زورگو و متخاصم:این شخصیتها عصبانی و متخاصم هستند و عصبانیت خود را با اعمال زور نشان می‌دهندخصومت، کینه توزی، استفاده از کلمات نیشدار، امتناع از کارهای گروهی وخودپسندی و تکبر از جمله ویژگی‌های این افراد استآن‌ها دلشان می‌خواهد همیشه غالب و مسلط باشند و سعی می‌کنند با توسل به هر شیوه و روشی به خواسته‌های خود برسند.

  • وسواسی و کمال‌گرا:این افراد دلشان می‌خواهد کارها به بهترین نحو ممکن انجام گیردچنین افرادی درعین حال که ممکن است خسته‌کننده و ملال آور به نظر رسند، اما دارای مهارت‌های تجزیه و تحلیلی‌اند که مستلزم توجه زیاد به جزئیات استاستانداردهای عملکرد این افراد در سطح بسیار بالایی قرار دارددر برخی مواقع کار خوبی که توسط دیگران مورد تمجید واقع می‌شود از نظر این افراد قابل قبول نیستجمله معروف آنها این است:« این کار می‌توانست بهتر انجام شود».

  • افراد بسته:راه‌های برقراری ارتباط با این افراد مسدود استاین افراد بسیار تودار و دیرجوش هستند و تنهایی و خلوت را به بودن در میان جمع ترجیح می‌دهندآن‌ها هرگز درباره‌ی تفکرات و احساسات خود صحبت نمی‌کنند و به همین دلیل ارتباطات محدودی دارند. « حوصله ندارم» یا « فعلا وقت ندارم» از جملاتی است که آن‌ها برای فرار از جمع از آن استفاده می‌کنند.

  • افرادی که می‌گویند: «کار من نیست»:این افراد دائم از زیر بار قبول مسئولیتهای بیشتر شانه خالی کرده و منفی بودن خود را با رد کردن انجام کارهایی که باید برعهده بگیرند، ظاهر می‌کنندمعمولاً دوستان و همکاران این افراد باید کارهای مربوط به آن‌ها را انجام دهند و این در حالی است که این افراد انجام آن کارها را جزء وظایف آن‌ها می‌دانند نه وظایف خودشانجمله معروف آن‌ها این است: «‌این کار جز وظایف و شرح شغلی که من باید انجام دهم نیست».

  • افراد منفی‌گرا:این افراد نگرش بدی نسبت به دنیا دارندآن‌ها فکر می‌کنند که دنیا بر سرشان خراب شده استآن‌ها از شیوهی انجام امور ناراضی هستنــد و مهم نیست شماچقدر تلاش کنید تا کاری برایشان انجام دهیددر واقع این افراد همیشه نیمهی خالی لیوان را می‌بینند و برای انجـــام یک کار بیشتر بر عواقب منفی آن تأکید دارند تا نتایج مثبتاین افراد اعضای خوبی برای کارهای گــــروهی نیستندجمله معروف آنها این است:« من می‌دانـم این کار شدنی نیست».

  • شایعه پراکن‌ها:این افراد از شایعه به عنوان سلاح قوی جهت کنترل روی دیگران و محیط استفاده می‌کنندآن‌ها با پخش شایعه و درگیر کردن دیگران در مسائل مربوط به آن لذت می‌برند و احساس مهم بودن می‌کنندجمله‌ی معروف آن‌ها این است: « اجازه بده من بگویم چه اتفاقی دارد می‌افتد».

  • افراد همیشه منتقد:این افراد همیشه با کلمات نیشدار و انتقادات بی‌مورد خود، دیگران را آزار می‌دهند.آن‌ها درباره‌ی هر ایده‌ای، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ایده، خوب باشد یا بدهدف این افراد مخالفت با تمام چیزهایی است که گفته می‌شودآنها هر جا می‌روند مشکلات را پیدا می‌کنندجمله‌ی معروف این افراد این استایده بدی است».

  • افراد فداکارقربانی):این افراد قلب خونین سازمان هستندآن‌ها زود سرکار می‌آیند و دیر می‌روند و یار و پشتیبان همکاران و دوستانشان هستندازآن‌ها هرکاری که بخواهید انجام می‌دهند، زیرا این افراد معمولاً به دلیل مسائل شخصی ترجیح می‌دهند بیشتر اوقات زندگی خود را در محیط سازمان بگذراننددر صورتی که از خدمات آن‌ها قدردانی نکنید، منفی‌گری آن‌ها آغاز می‌شودجمله‌ی معروف افراد فداکار این است:« من زندگی‌ام را وقف این شرکت کردم، ولی برای هیچ کس مهم نیست».

  • افراد پوست تخم مرغی:این افراد بسیار حساس هستند و بی‌اهمیت‌ترین مسائل آن‌ها را ناراحت می‌کندروحیهی حساس آن‌ها باعث می‌شود دیگران در برخورد با آن‌ها بسیار محتاط باشند و از برقراری ارتباط با آن‌ها احساس راحتی نکنند.

  • افراد خیلی خوب:این افراد به نظر می‌رسد که با شما موافق هستند، اما چنانچه کاری را که آن‌ها از شما خواسته‌اند انجام ندهید، مسئله‌ساز می‌شوند.

البته لازم به ذکر است که به این لیست افراد دیگری هم می‌شود اضافه کرد ولی به دلیل شباهت با دسته‌های کلی نام‌برده شده در بالا به همین مقدار اکتفا می‌کنیم ولی به طور کلی افراد با شخصیت‌های مختلف‌تری نیز می‌توانند جزء افراد سخت تلقی شوند.



روش‌های برخورد با افراد دشوار

همگی می‌دانیم که چقدر برخورد با افراد دشوار، سخت است اما وقتی به عمق مطلب رجوع کنیم خواهیم دید که این افراد هم بالاخره در جایی و با مشاهده‌ی رفتاری تن به همکاری با افراد دیگر گروه می‌دهندپس بهتر است ما به جای طرد کردن و قطع امید کردن از آن‌ها سعی کنیم در ابتدا با اعتمادسازی و جلب اعتماد و اطمینان آن‌ها یک گام به سوی همکاری با آن‌ها برداشته و پس از آن می‌توانیم با انجام موارد زیر به تعامل بهتری نسبت به سابق در ارتباط با این افراد برسیم.

  • گوش دادن:گوش دادن گام اول در برخورد با افراد "غیرمنطقی و دشواراستهمه می‌خواهند شنیده شوند و تا زمانی که شخص احساس تصدیق نکند، هیچ پیشرفتی در برقراری ارتباط حاصل نمی‌شوددر حالی که شما در حال گوش دادن به صحبت‌های او هستید، واقعاً بر روی آنچه که می‌گوید تمرکز کنید، نه به آنچه که می‌خواهید به او بگویید.

  • قضاوت نکنید:شما نمی‌دانید آن شخص در چه حال و اوضاعی استاگر شخصی غیرمنطقی عمل می‌کند، این احتمال وجود دارد که آسیب‌دیده باشد یا ترسی را در آن لحظه احساس می‌کند.

  • احترام و عزت را نسبت به آن شخص فراموش نکنیدمهم نیست که او چگونه با شما رفتار می‌کند، اهانت به شما در حل موثر مشکل کمکی نمی‌کند.

  • تقاضای موافقت نکنید:به عنوان مثال ، به کسی که ناراحت است گفتن کلمه آرام باش، فقط او را بیشتر تحریک می‌کنددرعوض، می‌توانید از او بپرسید که از چه چیزی ناراحت استو به او اجازه دهید که هوایی تازه کند و کمی آرام شود.

  • از لبخند زدن خودداری کنید:دلیل این کار این است که ممکن است آن فرد احساس تمسخر کندبه همین ترتیب، لبخند گاهی اوقات می‌تواند باعث بدتر شدن اوضاع شود، اما در بیشتر اوقات تأثیر مثبت داشته و به لطیف کردن فضا کمک می‌کند.

  • به حالت دفاعی رفتار نکنید:سخت است شما در برخورد با افرادی که به شما حرف‌های ناگواری می‌زنند و به شما می‌گویند چیزی نمی‌دانید از خودتون دفاع نکنید اما باید بدانید آن شخص از نظر عاطفی تحت فشار است و به یاد داشته باشید، او از عصبانیت این واکنش را نشان داده و سعی کنید به خودتان نگیرید. (می‌دانم، گفتنش راحت‌تر از انجامش است.)

  • بحث نکنید و یا سعی نکنید آن شخص را قانع کنید.

  • "متأسفمیا "من قصد دارم این مشکل را برطرف كنم، می‌تواند راه زیادی را برای خنثی كردن بسیاری از موقعیت‌های بحرانی طی كند.

  • مرز تعیین کنید:در حالی که بیشتر موارد فوق گوش دادن و اجازه دادن به شخص عصبانی را تشویق کرده است، شما هم حق دارید مرزهای رفتاری خود را تعیین کنید و بگویید ، "لطفاً با من اینگونه صحبت نکنید."

  • استرس خود را تخلیه کنید:شما مجبور بودید برای مدتی واکنش‌های طبیعی خود را کنترل کنیداکنون زمان تخلیهی مقداری از آن آدرنالینهای انباشته شده در بدنتان رسیده استسعی کنید پیاده‌روی کنید و اجازه ندهید استرس بدنتان را اشباع کند.


کتاب تانگ فو

معرفی کتاب تانگ فو روش برخورد با افراد دشوار )

روش برخورد با افراد دشوار با عنوان فرعی – به جای کناره گیری از مردم، چگونه با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم – یک کتاب در زمینه برقراری ارتباطات مفید اجتماعی محسوب می‌شوددر این کتاب می‌آموزیددر محیط کار خودتان موفق باشید، چگونه از ناسازگاری‌ها پیشگیری کنیدافراد بدقلق و بدزبان را خلع سلاح کنید، نسبت به افراد بی‌ملاحظه و مردم آزار مهربان باشید و به جای کناره‌گیری از مردم، به خوبی با همه ارتباط برقرار کنید و سرانجام می‌آموزید چگونه روی پای خود بایستیدتانگ فو اسمی است که نویسنده سم هورن برای مطالب کتاب خود استفاده می‌کندتانگ در زبان انگلیسی به معنای “زبان” است و فو به ورزش های رزمی اشاره داردبنابراین تانگ فو از دیدگاه نویسنده یعنی اینکه چطور از زبان خود به نحو مناسبی، مثل یک هنر رزمی استفاده کنیم.

درباره‌ی سم هورن نویسنده کتاب تانگ فو

سم هورن یکی از نویسندگان و سخنرانان مطرح آمریکایی در زمینه‌ی ارتباط بین اشخاص استسم هورن بنیانگذار و مدیر عامل شرکت INTRIGUE AGENCY است که به افراد و شرکت‌ها کمک می‌کند تا ارتباطات و پروژه‌هایی احترام‌آمیز، مشارکتی و دقیق را انجام دهند که درآمد و نتایج مثبتی از پروژه‌های خود داشته باشندسم هورن سابقه‌ی 20 سال سخنرانی برای سوددهی و نتایج مثبت شرکت‌های بزرگ را دارداز جمله شرکت‌های بزرگی که هورن برای آنان سخنرانی کرده است National Geographic، سیسکو، Fortune 500، Intel، انجمن مدیران آمریکایی، ناسا، بوئینگ و ... استکتاب‌های سم هورن از جمله کتاب تانگ فو جزو پرفروش‌ترین کتاب‌ها در سراسر جهان بوده است که به 17 زبان ترجمه شده‌اند و ده‌ها نفر از اشخاص معروف از جمله «استفان كووی»، «دن پینك»، «تونی رابینز»، «میكی آگراوال»،«كیت فراززی»،«كن بلانچارد» و «مارشال گلداسمیت» آن‌ها را تایید و توصیه کرده‌اندسخنرانی‌های او درTED بازتاب جهانی مثبتی داشته است و بعضی از ویدیوها بیش از 160 هزار بازدیدکننده داشته اند، این خود نشان‌گر تاثیر موفقیت‌آمیز هورن بر مخاطبان است.

بخش‌ها و فصل‌های کتاب تانگ فو

این کتاب در ۴ بخش و ۳۰ فصل نوشته شده است و در سراسر کتاب، مخاطب تکنیک های مختلفی را یاد میگیرد تا در برخورد با افراد بدخلق، بدزبان، سخت گیر، کله شق، بی منطق و… از آن‌ها استفاده کند.

چهار بخش کتاب شامل:

۱پاسخ به جای واکنشدر این بخش نویسنده توضیح می‌دهد که چطور می‌توان خشم و عصبانیت را به همدلی تبدیل کرد و این رهنمودها چه تاثیری دارندسم هورن در این بخش رهنمودهایی را برای غلبه بر درماندگی ارایه می‌دهد.

۲حرف های گفتنی، حرف های ناگفتنیدر این بخش نویسنده حرف‌های مفید و رهنمودهایی برای تایید به جای مشاجره را بیان می‌کند.

۳تبدیل تضاد به تعاوناین بخش به خواننده می‌آموزد چطور با گوش سپردن به مخاطب، در او علاقه ایجاد و یا دست کم یک صلح نسبی برقرار می‌کند.

۴دریافتِ بیشترِ خواسته، نیاز، حق…سم هورن در بخش چهارم رهنمودهایی برای انتخاب راه مبارزه یعنی بایدها و نبایدهایی را که در مقابل افراد باید به آن‌ها توجه کنیم را ارایه می‌دهد.



درباره‌ی کتاب روش برخورد با افراد دشوار

در زمینهی روابط بین فردی و ارتباطات اجتماعی، این کتاب بدون شک یک کتاب مفید و موثر می‌باشدروش‌های بسیار زیادی در کتاب مطرح می‌شود و این روش‌ها شما را برای برخورد با هر فرد دشواری آماده می‌کنداگرچه همه مطالب کتاب ممکن است با فرهنگ ما سازگار نباشد، اما می توان از ۹۵ درصد گفته‌های این کتاب استفاده مفید کردهدف تانگ‌فو این است که چگونه می‌توانید اعتماد به نفس خود را تقویت کنید تا کسی نتواند با حرف‌هایش شما را آزار دهد و زمانی که کسی شما را برمی‌انگیزد، بتوانید با استفاده از روش‌های این کتاب که ذهن و زبان را تقویت می‌کند، ماهرانه از خود حمایت کنید.

یک نکته‌ی مثبت و بسیار عالی در مورد کتاب روش برخورد با افراد دشوار این است که، تمامی تکنیک‌ها و راه حل‌ها در قالب مثال توضیح داده شده استمثال‌های واقعی که شرکت‌کنندگان در همایش‌ها و سخنرانی‌های سم هورن آن‌ها را مطرح کرده‌اند.

بخش‌هایی از متن کتاب

بخش‌هایی از متن کتاب

  • سم هورن، نویسندهی کتاب، در مورد روش‌های مطرح شده در این کتاب چنین می گویداین روش‌ها به شما یاد می‌دهد که ماهرانه افراد بدقلق و بدزبان را خلع سلاح کنید تا روابط اجتماعی‌تان کمتر با تنش همراه باشد و زندگی‌تان لذت‌بخش‌تر شوددست آخر، یاد می‌گیرید چطور روی پاهای خو بایستید بی آنکه شست پای دیگران را لگد کنید، که با این حساب، نه لطمه می‌بینید و نه به کسی لطمه می‌زنید.



  • اگر موقع عصبانیت یک لحظه بردباری به خرج دهی، از صد روز پشیمانی و تأسف خلاص می‌شویسؤال‌هایی مانندچه احساسی دارم؟ یا چرا آن‌ها چنین رفتار می‌کنند؟ جواب تو را به جای طعنه و کنایه با احساس همراه می‌کندحتی اگر مطمئن نباشی در پس رفتار پرخاشگرانه‌ی‌ کسی چه چیزی نهفته است، کافی است چند ثانیه ای در مورد انگیزهی‌ او کنجکاوی کنی و قانع شوی که نباید حرفی بزنی که بعدا موجب پشیمانی شود.

یکی از شرکت کنندگان در همایش با این نظریه مخالف بود و می‌گفتمن به این مسأله اعتقاد ندارموقتی کسی لج مرا در می‌آورد، چه دلیلی دارد نقش منادی صلح را بازی کنم و جوابی دندان شکن به او ندهم؟ این شرکت‌کننده موردی را مطرح کرد که کاریکاتوریستی به نام اشلی بریلیانت در یکی از کاریکاتورهایش به آن اشاره کرده استوقتی “حق با من است، چرا باید از در صلح و سازش وارد شوم؟” می‌پرسی چرا باید وقت و انرژی خودت را صرف کنی صرفا برای اینکه بفهمی چرا کسی نامهربانی می‌کند؟ چون به نفع خودت است



  • اگر از روش برخورد مردم خوشت نمی‌آید، حق انتخاب داریمی‌توانی بدون فکر واکنش نشان دهی و هرچه به ذهنت رسید، بر زبان بیاورییا می توانی لحظه ای درنگ کنی و مسأله را از دید طرف مقابل ببینیبه این ترتیب، خودت به آرامش خیال دست می یابی.



  • از حالا به بعد، توضیح نده و توجیه نکنبه جای اینکه وقتت را تلف کنی تا چیزی را برای کسی توضیح بدهی که چرا اشتباهی رخ داده است، صرفا سعی کن با استفاده از کلمات، اوضاع را روبه راه کنی.



  • بنجامین فرانکلین خردمندانه نتیجه گرفته بود که اگر قرار باشد در آرامش زندگی کند، باید درباره‌ی آنچه می‌داند حرف بزند، نه اینکه در مورد آنچه می‌بینید قضاوت کند.



منابع

0 نفر نظر دادن

نظرهای شما

نظر شما دربارۀ این مقاله چیه؟